تبليغاتX
آوازهای یک گنجشک
 

 اگه یه گنجشک بخواد آواز بخونه ولی نتونه چی میشه؟چیکار باید بکنه؟

 تا حالا گلوتو با طناب بستن؟

گنجیشکی که آواز نمیخونه همچین حالی داره...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 14:3  توسط ثمر راد  | 

       انگار گنجشکا هم معنی انتظار رو میفهمن..

                                         چون روزای جمعه دل کوچیکشون میگیره....

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 14:36  توسط ثمر راد  | 

   وقت رفتنه...گنجشک باید بره...

   رفتن همیشه سخته....حتی واسه گنجشکا....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:18  توسط ثمر راد  | 
 

    گنجشک توی سرمای زمستون غیر لرزیدن کار دیگه ای هم بلده؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:15  توسط ثمر راد  | 
 

   گنجشک غمگینه

   گنجشک خسته اس

   گنجشک ترسیده

   گنجشکا زبون ندارن تا برای کسی درد دل کنن...واسه همین دل کوچولوشون زود

   پر میشه..زود تنگ میشه..زود میگیره..زود میمیره..

   کسی نمیخواد واسه یه گنجشک تکیده دعا کنه؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 19:54  توسط ثمر راد  | 
 

  گنجشک کوچولو رسیده به یکی از دوره های حساس زندگیش...

  یکی از اون وقتایی که باید انتخاب کنه موندن یا نموندنو....رفتن یا نرفتنو...باید

  تصمیم بگیره...

  دعا کنید تصمیمهای گنجیشکی نتیجه اش شکستن بال و پر نباشه....

  برای گنجشک و صاحب گنجشک دعا کنید..

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 14:58  توسط ثمر راد  | 

  گنجشک کوچولوی من...

  چیه؟زمستونو دوس نداری؟سرما اذیتت میکنه؟بالهای کوچولوتو آزارمیده؟

  گرسنته؟دلت به اندازه سردی برفای زمستونی گرفته؟؟

  گنجشک نازم

  درسته که تازه اول زمستونه،ولی اگه شوق دیدن بهارو داشته باشی زمستون

  به کوتاهی یه خواب میگذره...

  اونوقت چشماتو که باز میکنی بهار زیبا تورو با خودش میبره....

  نذار شوق بهار تو دلت بمیره.....


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:45  توسط ثمر راد  | 
 

  به اندازه گریه گنجشکا دوستت دارم...

  شاید به نظر کم بیاد.....ولی بدون گنجشکا وقتی گریه میکنن ،میمیرن........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:45  توسط ثمر راد  | 
 

  گنجشکا فقط یه بار عاشق میشن...تا ابد هم پای عشقشون میمونند.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 14:33  توسط ثمر راد  | 
 

  روزای سرد و زمستونی واسه یه گنجشک کوچولو که تنها سرمایه اش بال و

  پرشه،طاقت فرساست....

  گنجشک تحمل سرما رو نداره،به امید بهاره که زمستونو طاقت میاره....

  زیر باد و بارون و برف و یخ،پرای کوچیکشو باز میکنه و میره تو سینه آسمون...

  اونقدر بالا که فقط یه نقطه میشه....

  اما با تمام وجود اعتقاد داره توی همون آسمون،یکی هست که هر روز پرواز بی

  نظیرشو دنبال میکنه....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 18:55  توسط ثمر راد  |